| دیوونه شدم! بابا فکر از این پوچ تر نبود؟ |
مثل همه ی دخترا منم به ازدواج فک میکنم! ** یه روزی! نه الان! فهمیدی؟** فکرش با نمکه! میدونی گاهی تو دلت قنداب نبات میشه! ولی اکثر اوقات از ترس سکته میکنی! نکنه اون پیرینس چارمینگ سوار بر هر کوفت سفیدی تو زرد از آب دربیاد؟ **آقایون محترم و غیر محترم بیخودی جبهه گیری نکنید. همه میدونیم که این روزا کلمه ی اعتماد دیگه تو هیچ دکانی (<==عامیانه بخونید) پیدا نمیشه!** اصلا بزار اول این پیرینس چارمینگ از زیره سنگ پیدا بشه (که ما از این شانسا نداریم)٬ بعد تو زرد از آب در بیاد!
فک کردن بهش اعصابمو میپوکونه. دیگه چه برسه اگه واقعی بشه! پ.ن. ۱ اسمارتیس خانوم اصلا این نوشته به درد شما نمیخوره! چون این آقای شما بسیار مرد محترمیه و ما همه با هم منتظر شنیدن خبرای خوب از طرف جنابعالی هستیم! پ.ن. ۲ اینا فقط افکار دیوانه کننده ی منه! هرگونه برداشت نادرست ... اصلا به شما چه که برداشت نادرست میکنین؟ پ.ن. ۳ من چه مرگم شده؟ من و چه به این حرفا؟؟؟؟؟؟؟؟ پ.ن. ۴ چرا من خفه نمیشم؟
- رقاصه - |