| بازی |
به بازی دعوت شدم از طرف تب نوشته های یک پیامبر دیوانه به این صورت که در مورد لینک های وبلاگم نظرمو بگم ولی خب من کلا یه چی میگم: جغد مرموز!!!!!!!!! احمقانه فرشته ی پیر مهربون که نوشته هاش گاهی حرفاییه که جرئت نداریم بگیم. سیگار و اسپرسو دوستی که بود خیلی خوب هم بود اما مدتی است که رفته تو غارش!!! دیوونه خونه من اعصاب نداره اما٬ حق داره خب! اینجا فقط مال منه! گاهی خنده گاهی هم ... تب نوشته های یک پیامبر دیوانه شعراش خیلی خوشگله! مهربونه! اسمارتیس نگرانه. کوچ خسته اس .... دختری با طعم خاک تلخ!!!!!!!!!!!! کولی زیبا تر از من میرقصد. و خدا گاو را آفرید حال میکنم باهاش دختری که سلام نیمکند همچنان سلام نمیکند. به من و تو هم ربط ندارد! سالهای بلند من بی تو عاشقه٬ عاشقه هرچی که دلش بخواد. فرقی نداره که جانداره حتی یا نه! پشت کوه خاطره زیاد داره. حرف هم همینطور! ایستاده با قارچ آدمای دوروبرش ته خندن! مردی با چشمان گرگ خودشه! نه مث منه٬ نه مثه تو٬ فقط خودشه! شاه خاموش حاموش خاموش هم نیس! گاهی پر حرفیش دست گل به آب میده!
پ.ن. حالا هم هرکی میخواد خوشو دعوت کنه٬ دعوت کنه! همه دعوتن!!! مخصوصا لینکی ها!
- رقاصه -
|